تبليغاتX
فریاد سکوت

فریاد سکوت

کسی آیا نگاهم را به پیچ جاده دنیا می فهمد!!!....گناهم چیست؟تولد!!!...

.......بشتابید...............کاری آسان با حقوقی توپ.................بشتابید.............

 دولت شنگول انگلستان در يک اقدام غير معقول براي استخدام فردي به عنوان سفير اين کشور
در واتيکان،در يکي از روزنامه ها آگهي استخدام منتشر کرد .اون وقت جوانان تحصيل کرده
و پزشک و مهندس مملکت ما خيلي شانس بيارن و جذب بازار کار بشن به مسافر کشي در اين
خيابان هاي شلوغ پلوغ تهران ميپردازن ! ! ! اگه شانس بيارن................
اين نخستين باره که يه دولت اون هم به قول خودشون از نوع قدرتمند همچين کار شاخداري مي کنه
گفته شده براي اين شغل حقوقي بين 42 هزار و 640 پوند تا 60 هزار و 460 پوند پيشنهاد شده
جالب تر اين که يک سخنگوي وزارت خارجه(انگل- يس ) در اين باره گفته:افرادي که در حال حاضر
ديپلمات هستند مي توانند براي اين شغل فرم پر کنند و بفرستند اما ممکن است اين سمت به فردي
غير ديپلمات نيز سپرده شود ! پس با اين اوضاع خر تو خر ..... ببخشيد منظورم همون شير تو شير بود
انگلستان يا همون اَنگل_سِتان،منظور اين سخنگوي وزارت خارجه با کمالات هم از ديپلمات همان
ديپلمه ها بوده که اشتباهاً به جاي "ها" با "ات" جمع بستند .
ظاهراً هرکي هرکي بودن در سيستم مسئولان انگلستان و حکمفرما بودن قانون جنگل در اين مملکت
به طرز تابلويي در حال قلمبه شدن و بيرون زدن است و از فردا پس فردا بايد منتظر بود که
صفحه نيازمندي هاي روزنامه هاي لندن پر شود از آگهي وزارت خانه و ملکه و غيره و .....
پس اگر پزشکان و مهندسان مسافر کش عزيز فرصت را غنيمت شمرده و پيکان ها يا شايد
سمند هاي زرد قناري خود را بفروشند و خرج سفرشان را به انگل ستان يا همون انگلستان مهيا
کنند بتوانند در عرض مدت کوتاهي پول خوبي به جيب بزنند و خدا را چه ديديد شايد هم يه روز
 ملکه شدند . ! ! !
                              .....   .....  .....آسيه@بازار کار....  .....  .....
اين هم از تجمع ميليوني بر و بچ بيکار که از کشور هاي مختلف به انگليس رفتن و پشت در
وزارت کار زنبيل گذاشتن................
بازم که نشستيد بدوييد اگه دير بجنبيد ملکه نميشيد ها ! از ما گفتن .

+ نوشته شده در  یکشنبه 30 مرداد1384ساعت 2:33 AM  توسط اسیه  | 

لحظه دیدار..........................................................................................

لحظه دیدار نزدیک است ولی چرا نمیرسه نمیدونم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! 

 

+ نوشته شده در  شنبه 29 مرداد1384ساعت 12:41 PM  توسط اسیه  | 

.................تبریک با عشق...............

                        دل علی پرستم بهانه ای ندارد

                                                            چرا به عشق مولا ترانه ای ندارد

                            اگر علی نمی بود عدالتی نمی بود

                                                        برای نسل آدم شرافتی نمی بود  

کاش مردای روزگار یه قطره از دریای مردونگی علی رو داشتن..................  

این روز قشنگ و به همه آقایون و همه پدر ها تبریک میگم.  

و به همه پدرای دنیا میگم که عاشقونه دوستون دارم.     

+ نوشته شده در  پنجشنبه 27 مرداد1384ساعت 7:0 PM  توسط اسیه  | 

چه خوشگل....چه خوشگل......چه خوشگل شدی امشب!!!!!!!!!1

 يکي از خبر گزاري هاي انگليس اعلام کرد بر اساس يک تحقيق انجام شده،هزينه
آرايش نخست وزير انگلستان بيشتر از 2 برابر هزينه ميانگين آرايش يک زن انگليسي
است...!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!  
معني و مفهوم آن هم لابد اين است که توني بلر هنگام راه رفتن يک ايل آرايشگر و يک
خاور لوازم آرايش و ژيگول ويگوليسم دنبال خودش راه مي اندازد و هر چند دقيقه
يک بار خودش را يک سرويس کامل مي کند.و احتمالاً آخرين باري که با زمين برخورد
داشتند،بلند شدن و خودشون و تکوني دادند و گفتند:"اِوا جاذبه تو هم"
جالب است که اين خبر همان روزهايي منتشر شد که توني بلر«جون»به پليس انگلستان
دستور داده بود که به سمت هر مظنوني در شهر شليک کنند!!!(اِوا چه خشن البته اقدس
جون اينا بهش گفتن که عزيزم خشونتت زياد شده ولي به گوشش نرفت که نرفت...ايش)
حالا اين دو تا خبر چه ربط و مبطي با هم دارند،خود انگليسي ها بهتر مي دانند .
به قول يه بنده خدايي کاش اين بابا،بعد از اين همه آرايش و صافکاري و کارواش و
ولخرجي،حداقل يه قيافه اي داشت!!!
                                ...   ...آسيه@آرايشگاه سياسي...  ...
+ نوشته شده در  یکشنبه 23 مرداد1384ساعت 11:31 AM  توسط اسیه  | 

....50 راه برای بچه فنچ بازی.......................قابلامه های وجودتان لبریز باد....

بر آن شدم تا اگه خدا قبول کنه اين بار و هويجوري يک سري از تجربيات غني سازي
 شده و يوسي هشتم را بپاشم توي صفحه تا رفقا حالي ببرند و کمي آپ تو ديت کنند
و مارمولک هاي وجودشان را!!!
پيشاپيش اعلام مي کنم هر گونه بلا و حادثه ناگواري که در اثر خواندن اين مطلب
پيش آيد،خوش آيد و به هيچ عنوان مسئوليتي در قبال آن ها پذيرفته نمي گردد و عواقب
کار به عهده خود مخاطب مي باشد و بس....
 با طول پوزش از برو بچ اين کاره جنوب شهر خواهشاً جسارت اين بنده حقير را به
بزرگي کرم هاي وجودتان ببخشيد و اين چند بند را خيانت نپنداريد که قصد قربتاً
الي الّ... است و بس..........
1-روز هاي تعطيل مثل الباقي روز ها ساعتتان را کوک کنيد تا همه از خواب بپرند!
(اين روش براي افرادي که غير از ساديسم،رگ هايي از مازوخيسم هم دارند پيشنهاد مي شود)
2-سر چهار راه وقتي چراغ سبز شد دستتان را روي بوق بگذاريد تا جلويي ها...!
3-وقتي مي خواهيد برويد دست به آب،با صداي بلند به اطلاع همه برسانيد.
4-وقتي از کسي آدرسي را مي پرسيد بلافاصله جلوي چشمش از يکي ديگه بپرسيد.
5-کرايه تاکسي را بعد از پياده شدن و گشتن تمام جيب هايتان،اسکناس 2 هزاري بدهيد.
6-اسم همسرتان را با اسم فاميل صدا بزنيد.(البته جلوي پدر و مادر همسرتون)
7-جدول نيمه تمام دوستتان را حل کنيد.
8-توي اتوبان و جاده روي لاين منتهي اليه سمت چپ با سرعت 50 km/h حرکت کنيد
9-وقتي عده زيادي مشغول تماشا تلويزيون هستند مرتباً کانال عوض کنيد.
10-خورده هاي گچ را روي پنکه سقفي که بالا سره استادتونه جاسازي کنيد و سر کلاس
از گرما فرياد بزنيد تا استاد پنکه رو روشن کنن.

11-در يک جمع،سوپ يا چايي را با هورت کشيدن نوش جان فرماييد.
12-به کسي که دندان مصنوعي دارد بلال تعارف کنيد.(اللخصوص پير هاي غر غرو)
13-وقتي از آسانسور پياده مي شويد دکمه هاي تمام طبقات را بزنيد و محل را ترک کنيد.
14-وقتي با بچه ها بازي فکري مي کنيد سعي کنيد از آن ها ببريد.
15-موقع ناهار توي يک جمع،جزئيات تهوع و (گلاب به روتون)استفراغي که چند روز
پيش داشتيد را با آب و تاب تعريف کنيد.(اللخصوص اگه خودتون بقيه رو مهمون کرديد)

16-ايده هاي ديگران را به اسم خودتون به کار ببريد.
17-بوتيک چي را با زبان خوش وادار کنيد شونصد رنگ و نوع مختلف پيراهن هايش را
باز کند و نشانتان بدهد و بعد بگوييد خوشتان نيامد و سريع خارج شويد.

18-شمع هاي کيک تولد ديگران را فوت کنيد.
19-اگر دوستتان طاس است مرتب از آرايشگرتان تعريف کنيد.
20-ايميل هاي فورواردي دوستتان را هميشه براي خودش فوروارد کنيد.
21-بچه جيغ جيغوي خودتان را به 30نما ببريد و در قسمت حساس فيلم مويش را بکشيد.
22-مرتب اشتباهات لغوي و گرامري ديگران را گوشزد کرده و با صداي بلند بخنديد.
23-وقتي دوستتان عاشق شده و به آينده مي انديشد مرتب سئوال هاي بي ربط بپرسيد.
24-دوست تشنه و هلاکتان را به آب نمک مهمان کنيد.(تا جيگرتان حال بياد)
25-جاي برچسب هاي قرمز و آبي شيرهاي آب توالت هتل ها را عوض کنيد.
فعلاً اين کار ها را انجام بدهيد و اگر جان سالم به در برديد،منتظر بقيش باشيد...
                              ...   ...آسيه@قابلامه ماکاراني...   ...
+ نوشته شده در  چهارشنبه 19 مرداد1384ساعت 11:12 AM  توسط اسیه  | 

کی میگه دل به دل راه داره؟!........

دل به دل راه داره.........آره بيشتر از اون که حقيقت داشته باشه خنده داره. 
نمي دونم کي اين حرف و زده يا اصلاً منظورش چي بوده،شايدم واسه دلخوشي خودش
گفته بوده،واسه اين که بتونه با اين حقيقت تلخ که معشوقش دوستش نداره روبرو بشه.
به هر حال خيلي دوست داشتم مي دونستم  کي بوده و اون وقت بهش مي گفتم که آخه
عزيز دلم اگه اين جوري بود که ديگه معشوقي نبود!بلکه همه عاشق بودن،يه عاشق
حقيقي ولي افسوس.....
اصلاً اگه اين جوريه پس چرا؟چرا هميشه اوني که دوستش داري ازت فراريه و اون
وقت اوني که حتي بهش فکرم نمي کني واست مي ميره!!!
چرا هميشه دل آدم عاشق بايد شکسته باشه؟ ))=
خدايا حالا که اين جوري دلم و تيکه تيکه کردي،حداقل اجازه بده اين دل شيکستم واسه خودم
 باشه!!!پسش بگير،آخه دل خودمه،دوست دارم دست کسي بدم که دلش دستم باشه!!!!!
کي ميگه دل به دل راه داره؟!!!!..........دل من خون شده اما دل اون خبر نداره! 
              ...   ...آسيه@))=...   ...
+ نوشته شده در  سه شنبه 18 مرداد1384ساعت 11:12 AM  توسط اسیه  | 

مجاز شدن یا مجاز نشدن مسئله فقط این نیست!!!!!!

به همه دوستاني که تو اين دنيايي که همه چيزش غير مجازه،مجاز شدن تبريک مي گم.
حالا هي بگين دکتر احمدي نژاد همه چيزو غير مجاز مي کنن!!!بفرماييد،ايشون روز
اول رياست جمهوريشون کلي از برو بچه هايي رو که تابلو غير مجاز بودن و مجاز
اعلام کردن بقيه چيزي ها که ....
 نفسي که ساعت 1:45 شب بکشي اونم عميق بعد از يک چيزي هول و هوش يک ماه
استرس و از اين جور سوسول بازي هاي دکترا خيلي حال ميده؛جاتون خالي ...
ولي از شما چه پنهون حالا استرس تعيين رشته شروع شده!!!
البته ناگفته نمونه که اين طور که از اين رتبه نجومي ما بر مياد ما که بورسيه ناساييم.
راستي اونايي هم که غير مجازيد بي خيال بابا يه حد در بي نهايت از رتبه نجوميتون
بگيرين شما هم قبوليد البته فراموش نکنين که از هم ارزي استفاده کنيد چون تابع هاي
کنکوري اونم تو ايران فوق العاده پيچيده بوده و به اين راحتي ها حل نميشه.
                  ...   ...آسيه@سولاريس...   ...
+ نوشته شده در  سه شنبه 18 مرداد1384ساعت 11:7 AM  توسط اسیه  | 

75 هزار دلار يک ،75 هزار دلار دو،75هزار دلار سه...فروخته شد به احمق ترين آدم دنيا !!!

چشم بند سياه «موشه دايان»،چهره تاريخ اشغالگري اسرائيل،75 هزار دلار در يک
 حراجي اينترنتي به فروش گذاشته شد!!!!!!!
روزنامه«ها ارتص»که اين مطلب را نوشته،توضيح مي دهد که اين چشم بند معروف
را که بدون آن هيچ کس «موشه»را از بقيه آدم هاي دنيا تشخيص نمي داد،راننده
شخصي او به همراه هفت تيريش که يک«اسميت اندوسون»کاليبر38 بود،بعد از مرگش
به يک کلکسيونر داده بود و البته،حالا اين اقدام از سايت حراجي«اي بي»اينترنتي سر
در آورده است اما فقط چشم بندش فروشي است و معلوم نيست هفت تيرش کجا
 گم وگور شده!!!!!!!!!!
خانواده«موشه»که اين يادگاري هاي«گران قيمت»را از دست داده اند،مي گويند:به هر
حال هيچ اهميّتي ندارد،چون چشم بند هاي ديگري ازاو باقي مانده که به اين ترتيب اگر
بخواهند بفروشند کلي پول ازشان در مي آورند!!!!(تازه اين ارثيه دور ريختنيه است)
 .............................!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!....................................
مي گويند«موشه دايان»که در سال 1915 در فلسطين به دنيا آمده بود،چشم چپش را
در زمان جنگ جهاني دوم،موقعي که داشته در سوريه به همراه نيرو هاي انگليسي عليه
نيروهاي«ويشي»مي جنگيده،از دست داد.(حتماً بچه هاش آرزو مي کردن که،اي کاش
 اون يکي چشمش هم کور ميشد اين جوري دو تا چشم بند داشت و دو برابر ارثيه
 دور ريختني)؛بعد هم که،موقع حمله به سينا عليه مصري ها در سال 1956،فرمانده
 ستاد ارتش اسرائيلي ها بود.در سال 1967 هم که اسرائيلي ها جنگ شش روزه را
به راه انداختند تا کرانه باختري،شرق بيت المقدّس و جولان سوريه را اشغال کنند
وزير دفاع بود.(بعد از اين همه سوابق درخشان)بالا خره در سال 1977 وزير خارجه
شد و با همين عنوان هم با مصر زمان سادات قرارداد صلحي را در سال 1979 امضا
کرد.(به افتخارشون،خوب شد نمرديم و گولوله صلح ايشون ما رو کشت)
خلاصه همه اين حرف ها اين که چشم بند«موشه»(که علت اصلي بستن اين چشم بند
اين بوده که تو سوراخ بره.....راستي اون جارو بود!!!نه؟شرمنده!!!)فروشي است
و هر کسي که حاضر است بابت حماقت خريدش 75 هزار دلار بدهد،که صد البته اين
از ايروني هايي که حتّي با برو بچ ورزشکارشون هم مسابقه نمي دهند کمي تا قسمتي
خيلي زياد بعيده،مي تواند به سايت حراجي«اي بي»مراجعه کند.
                               ...   ...آسيه@جمعه بازار اينترنتي...   ...   
  
+ نوشته شده در  یکشنبه 9 مرداد1384ساعت 2:30 AM  توسط اسیه  | 

.............مايکرو سافت در ثبت احوال ...!!!

اسم گذاشتن براي يک کالا،فروشگاه و خيلي چيز هاي ديگه،هم جالبه و  هم سخت.
اين که اسمي انتخاب بشه که زيبا و معنا دار باشه و توجّه را جلب کنه،خيلي مهم است.
شرکت«مايکرو سافت»بعد از انتخاب آن همه علامت اختصاري و عدد،بالاخره هفته
 گذشته بعد از کلّي مرموز بازي و آي آقا دست ما رو ديدن و آي از رو ما نوشتنو...!!!
اسم نسخه جديد نرم افزارش رو اعلام کرد.نام نسخه جديد«ويندوز ويستا»يک کلمه
 انگليسي است به معناي «دور نما»و«چشم انداز».بايد ديد چشم انداز اين پنجره چيست.!!!
راستي قدم نو رسيده رو به همه کاربران محترم تبريک مي گم.


 

+ نوشته شده در  یکشنبه 9 مرداد1384ساعت 2:25 AM  توسط اسیه  | 

!!!...طنز تلخ و واقعي دموکراسي!!!در انگليس...!!!

گفت:دولت انگليس به پليس اين کشور اختيار کامل داده است که هر کجا افراد
مظنون را مشاهده کرد به سوي آن ها شليک کند!!!
گفتم:آخر در کجاي دنيا وقتي به شخصي مظنون شوند مي توانند او را با گلوله بزنند؟  
؟؟!!!!!!از کجا معلوم که گنهکار باشد؟
گفت:خوب!!!دموکراسي و حقوق بشر آمريکايي و انگليسي همين است ديگر!!کارشان
 به همه چيز شبيه است غير از آدميزاد.
گفتم:از يک فرمانده نطامي انگليسي در عراق پرسيدند از ساعت 9 شب به بعد که
حکومت نظامي شروع مي شود،اگر کسي در خيابان باشد چه کار مي کنيد؟جواب داد
بلافاصله به او شليک مي کنيم و در همين هنگام صداي چند تا گلوله شنيده شد و دو
عراقي به خاک و خون افتادند.پرسيدند چرا به آن ها شليک کرديد؟؟؟!!!هنوز که
ساعت 9 نشده،ساعت 4 بعد از ظهره؛و فرمانده انگليسي جواب داد،آخه آدرسي را
پرسيدند که معلوم بود تا ساعت 10 شب هم به آن جا نمي رسيدند!!!!!
خوبه،نمرديم و معني واقعي دموکراسي را هم فهميديم؛اون هم چي از زبان مدعيان
حقوق بشر و دموکراسي يا شايد بهتره بگيم زن بابا هاي دموکراسي و مادران
دموکراتي.به هر حال اين سعادتي است که فقط نصيب من و شما شده.
                         ...   ...آسيه@دموکراسي انگليسي...   ...
          


 

+ نوشته شده در  جمعه 7 مرداد1384ساعت 5:45 PM  توسط اسیه  | 

این بار شما فریاد بزنید.....................

دوستاي عزيزم سلام
پيشاپيش اين روز قشنگ فرشته ها رو به همه فرشته هاي زميني و مهربونتون تبريک
 ميگم وبا فريادي بلند تر از فرياد هاي قبلي به همشون مي گم که 
                                     دو ستون دارم
راستي اين بار من سکوت مي کنم،سکوتي با رضايت!!!!!.........
حالا نوبت شماست که فرياد بزنيد و بگيد مامان......................
منتظر فرياد هاي قشنگتون هستم.
+ نوشته شده در  سه شنبه 4 مرداد1384ساعت 6:2 PM  توسط اسیه  | 

...همه آدما محکوم شدن به یک حبس ابدی...ولی به کدوم جرم؟!!!

من براي خطايي که نميدانم
محکوم شدم...
به حبسي ابدي،

نه در آنجا که زغالم بدهند،
  تا به ديواره سلول پر از تنهايي
چوب خط هاي سياهي بکشم؛
                                 تا بدانند همانان که به اين جا آيند
                          که من،
                               بي تو،
                                     لحظه اي عمر برايم کافي است...
چون در آن جا بودم
        عاشقانه زيستن را بي تو
       دير يا زود مي فهميدم
                                ليک اين جا،
                                           با تو،
                                               اما بي تو!
 در جهاني ابدي زندانيم.
                   قلمم تکه زغالي است
که به ديواره قلبم ميکشم
                                  گاه گاهي که به قاب خالي از عکس تو مي نگرم
                                   تپش قلب خود مي شنوم
کاش ديواره سلول دلم
ويران مي شد
                               و مرا از قفس عمر رهايم مي کرد...
           ...   ...آسيه@دلتنگي...   ...    
هيچ وقت نفهميدم؛آخه به کدوم جرم!!!!!!!!!!! 
راستي ..........بايد از نگفتني ها يک قصيده سرود.........

+ نوشته شده در  سه شنبه 4 مرداد1384ساعت 2:23 AM  توسط اسیه  | 

خنده تلخ ................گریه شیرین

کودکي را ديدم
              پاک ترز آب روان،
              تيز تر ز اسب سفيد...
خنده اش خنده خوشحالي بود،
                            گريه اش گريه يک مرد جوان!
و نگاهش بر من...
                        همچو يک فرزانه در نگاه نادان!!!
اشک من جاري گشت،
                       بار ديگر برگشت؛
 خنده تو تلخ است،
 گريه ات شيرين است...
                                         ...   ...آسيه@دلتنگي...   ....
 تا بوده و هست همين جوري بوده خنده آدما تلخ و گريه هاشون شيرينه...نه؟      
+ نوشته شده در  دوشنبه 3 مرداد1384ساعت 1:5 PM  توسط اسیه  | 

یکی به این رایس بگه....بابا واسه یک دل یه دلبر بسه!!!!

     آهاي خانوماي ايروني چه نشسته ايد که نازنان آمريکايي آقايان(يا همان دايناسور
 هاي مدرنيزه)در حال انقراض وطني را دارن يکي يکي مي ربايند.
بفرماييد،انقدر دست دست کرديد و به انرژي هسته اي گير داديد و پا پيچ رئيس جمهور
شديد که وزير امور خارجه بشيد و بريد به جنگ خانوم رايس که حالا بعد از اون جوون
ايروني که مخ خانوم رايس و زده بود حالا نوبت اُستاد خرناس رسيده ولي اين دفعه
اين رئيس شبکه 3/5 نيست که مخ ميزنه بلکه رايس عزيزه که گويا اون اوليه بهش
مزه کرده و حالا گير داده به اين يکي و مخ خرناس و گذاشته تو فرقون؛
گويا شبيخون خورديد چون اين رايسه که اومده به جنگتون اونم از نوع فرهنگيش...
اينم از دوميش،حالا هم به جاي اين که برين دنبال لباس سياسي چون اين طور که
بوش مياد از وزير زن خبري نيست،بهتره که برين دنبال يک لباس مناسب واسه
عروسي اين زوج خوشبخت که لاقل ديگه تو تيپ و قيافه از اين خانوم خانوما کم
 نياريد... 
طبق آخرين اخبار رسيده(ببخشيد)و اين طور که از ظاهر امر بر مي آيد اين زوجه
فرد در لانه جاسوسي که گويا مهريه خانوم رايس ميباشد و ايشون هنوز نرفته اون و
به اجرا گذاشتن و دارن سعي ميکنن که لانه جاسوسي و غرامت اسراي اين لانه موش
قديمي را که توسط دانشجويان(البته نه از نوع 18 تيريش)تسخير شده بود،سکني
 مي گزينند و به زندگي عاشقانه و سياسي خود ادامه مي دهند(در ضمن مراسم
 پاتختي هم همين جاست)
راستي،يک هشدار هم به خانوماي آقايان مملکتي:حواستون و خوب جمع کنيد چون گويا
تا سه نشه بازي نشست ها!!!
به هر حال از  ما گفتن بود؛خدا سوميش و به خير کنه!!!
و در آخر وظيفه خودم ميدونم که از طرف خودم و کليه جوانان ايروني در ابتدا اين
وصلت ميمون و خرمردم(ناس)را به همه و اين زوج خوشبخت تبريک گفته و يک تشکّر
هم از عزيزاني که به قول خودشون عمل کردند و مشکل ازدواج جوانان و سالمندان
را تا حد زيادي حل کردند به عمل بياورم!!!...
                                    ...   ...آسيه@هشدار سياسي...   ...  
+ نوشته شده در  یکشنبه 2 مرداد1384ساعت 3:33 AM  توسط اسیه  | 

سال ها دل طلب جام جم از ما مي کرد وآن چه خود داشت ز بي گانه تمنّا مي کرد

 افسانه هاي کهن هندوستان حکايتي دلنشين وجود دارد که به نحو زيبايي قدرت
درون انسان را باز گو مي کند اين افسانه زيبا و دلپذير حاوي پيامي ماندني است:
«مي گويند در روزگاران دور،آدميان همه،خلق وخو و سرشتي خداي گونه داشتند
ولي از امکانات وتوانايي هاي خود استفاده نکردند و کار به جايي رسيد که برهما،
خداي خدايان تصميم گرفت قدرت خدايي را از آنان باز گيرد و آن را در جايي پنهان
کند که دست آن ها از آن کوتاه باشد،به اين منظور او در جست و جوي مکاني بر آمد
که مخفي گاهي مطمئن و دور از دسترس آدميان باشد.زماني که برهما با ديگر خدايان
در اين مورد مشورت کرد، آن ها چنين پيشنهاد کردند:بهتر است قدرت بيکران انسان
ها را در اعماق خاک پنهان کنيم.برهما گفت:آن جا جاي مناسبي نيست زيرا که آن ها
ژرفاي خاک را خواهند کاويد و دوباره به آن دست پيدا خواهند کرد.سپس خدايان گفتند:
بهتر است نيروي يزداني آدميان را به اعماق اُقيانوس ها منتقل کنيم تا از دسترس آن ها
دور باشد.اين بار برهما گفت:آن جا نيز مناسب نيست زيرا دير يا زود انسان ها به
 اعماق دريا ها و اُقيانوس ها رخنه خواهند کرد و گمشده ي خود را خواهند يافت و آن
را به روي آب خواهند آورد.آن گاه خدايان کوچک با خود انجمن کردند و گفتند:
ما نميدانيم اين نيروي عظيم را کجا بايد پنهان کنيم.به نظر مي رسد که در آب و خاک،
جايي پيدا نمي شود که آدمي نتواند به آن دست يابد.در اين هنگام برهما گفت:
ما آن را در اعماق وجود خود او پنهان ميکنيم!آن جا بهترين محل براي پنهان کردن اين
گنج گران بهاست و يگانه جايي است که آدمي هرگز به فکر جست و جو و يافتن آن
بر نخواهد آمد.!!!
از آن به بعد آدمي سراسر جهان را پيموده است،همه چيز را جست وجو کرده است،
بلندي ها را در نورديده است،به اعماق دريا ها فرو رفته است و تا دور ترين نقاط
خاک نفوذ کرده است تا چيزي را به دست آورد که در ژرفاي وجود خود او پنهان
است...!!!»
 آري راز قدرت در وجود خود ماست و آدمي خداي گونه است.آن ها که اکسير وجود
خويش را کشف کرده اند(که البته اندکي محال به نظر مي رسد)به نيروي عظيم و
بي کران (قابل توجه زمينيان پول و جاه پرست عزيز،منظور پول و مقام و ... نيست!)
دست يافتند و شماري ديگر که هنوز جايگاه اين گنج گران بها را نمي دانند همچنان در
 يافتن آن سرگردانند(اين ول معطّلان عزيز هم که اصلاً در زمين نيستند و در فضا
 سير ميکنند)و به قول لسان الغيب،خواجه شيراز:
سال ها دل طلب جام جم از ما مي کرد      وآن چه خود داشت ز بي گانه تمنّا مي کرد 
و حضرت علي(ع) در شعري که منسوب به ايشان است اين موضوع را به نيکو ترين
وجه بيان کرده اند:
«آيا مي پنداري که جسم کوچکي هستي در حالي که در درون تو جهان بزرگي نهفته
 است»

و بالا تر از همه خداوند متعال نيز در قرآن کريم ميفرمايد:
«و در او از روح خود دميديم»   
   
+ نوشته شده در  یکشنبه 2 مرداد1384ساعت 3:18 AM  توسط اسیه  |