تبليغاتX
فریاد سکوت

فریاد سکوت

کسی آیا نگاهم را به پیچ جاده دنیا می فهمد!!!....گناهم چیست؟تولد!!!...

تو را من چشم در راهم . . . . . .. . . .. .

                                    به اميد ظهورت . . . 
                                  کاش چشمانم نمي ديدن
                                      که راه انتظار تو
                                 همي دور است و پاي من
                                     پاي من همي خسته
                                به پيچ هر گذر گاهي رسيدم
                                     دوباره پيچ ديگر را
                             در اين دنياي نا هموار مي ديدم
                                     نه ناقوس کليسايي !
                                  که من را نزد تو خواند ،
                                   نه يک فانوس دريايي !
                                    که چشمانم تو را بيند
                                    نه اميد و نه آمالي
                                که من آن سوي آمالم ببينم
                         نه اندک فکر آزادي از اين دنياي پيچانم
                     در اين تاريکي و ظلمت
                                   در اين بي دادي و غربت
                                                          به دادم رس
                                   زمان دار رهاييم . . . 
                                                                    . . .   . . . آسیه@انتظار . . .   . . .

                              

الّهم عجّل لوليک الفرج . . . آمين
ولادت منجي عالم بشريت را به همه عاشقانش  تبريک مي گم . ما را هم از دعاي خيرتون فراموش نکنيد .
           

+ نوشته شده در  سه شنبه 29 شهریور1384ساعت 11:10 AM  توسط اسیه  | 

. . . من آمدم . . . وزرای پیشنهادی - اعتراف نبوی - اقتدار احمدی نژاد .

با عرض سلام و تشکر به خاطر لطف هاي هميشگيتون و با عرض پوزش به خاطر تأخيري که داشتم.
راستش دو تا سفر پشت هم پيش اومد (ما هم که از خدا خواسته) بي خيال بريم سر اصل مطلب . . .
گفت : آقاي بهزاد نبوي اعتراف کرد "در مجلس ششم هيچ مصوبه اي نداشتيم که به درد مردم بخورد."
گفتم : ولي برخي از همفکران ديگر ايشان اعلام مي کردند که :
" مجلس ششم از دوران مشروطيت تا حالا در خدمت به مردم منحصر به فرد و بي نظير بوده ! "
گفت : کاشکي لااقل حالا که کار تمام شده،شفاف تر حرف مي زدند .
گفتم : چه عرض کنم ؟ ! از شخصي پرسيدند جسم شفاف چيست ؟ جواب داد چيزي است که همه چيز
از آن طرفش پيدا باشد . پرسيدند مثل چي ؟ ! و يارو گفت نردبان ! . . .
راستي آقايوني که نمي تونستند به خاطر ويزا ندادن يه مشت آمريکايي ابله به حداد عادل سرشون و بالا
بگيرن حالا مواظب باشند به خاطر سر به هوايي که ناشي از ويزا دادن به احمدي نژاده زمين نخورن . . .
من از بازي آمريکايي ها با ويزاي حداد عادل احساس سر افکندگي نکردم و به خاطر ويزايي که
به احمدي نژاد هم دادند احساس غرور نکردم ولي با سخنراني که احمدي نژاد در سازمان ملل ايراد
کرد به ايراني بودنم افتخار کردم .
 " امروز فردي که در مقام يک متهم قرار دارد خود را در مقام يک مدعي قرار داده "

                                                 

آيا غرور يک ايراني وطن دوست جز هنگام شنيدن چنين جمله اي از زبان رئيس جمهور کشورش
او را فرا مي گيرد ؟
آيا افتخار و سر بلندي جايي به جز در پشت اين واژه هاي بي زبان ولي لبريز از اقتدار دارد ؟
يک تشکر هم به چيني هاي استيل صفت بده کاريم آقا دمشون گرم خوب حال بوش و گرفتن گويا به طور
صريح اعلام کردند که با ارجاع پرونده ايران به شوراي امنيت مخالف هستن . آقا ممنون .
و اما مورد ديگه اين که گفته شده رئيس جمهور به زودي غلامعباس زائري را به عنوان وزير
پيشنهادي آموزش و پرورش به مجلس معرفي خواهد کرد . رايزني هاي رئيس جمهور با نمايندگان
ملت براي معرفي زائري صورت گرفته و نامبرده با استقبال نمايندگان مواجه شده . همچنين احتمال
انتخاب دکتر علي وطني براي تصدي وزارت نفت افزايش يافته است . در مورد سوابق کاري و
تحصيلات اين آقايان هم در پست بعدي به صورت کامل تر توضيح خواهم داد .
باز هم از لطف هاي شما ممنون .
                   . . .   . . . آسيه @ سياست داخلي . . .   . . .  

+ نوشته شده در  یکشنبه 27 شهریور1384ساعت 5:36 PM  توسط اسیه  | 

................................... از همه جا و هیچ جا !!!!!!!!!!!!!!!!!!!

با عرض سلام خدمت همه دوستاني که هيچ گاه اين بنده حقير را از لطف هاي خود محروم نکردند .
از لطف هاي بي دريغ شما ممنون و در مورد مطلبي که در پست قبلي نوشته بودم :
گويا اکثر دوستان متوجه منظور اصلي من نشده اند که شايد مقصر خود من بودم به هر حال بايد
خدمتتون عرض کنم منظور من از اين مطلب اين نبود که آزادي را حبس کنيم و امنيت را آزاد
بلکه منظور من اين بود که به همان اندازه اي که ما نياز به آزادي داريم نياز به امنيت هم داريم
و من اين را هم مي پذيرم که امنيت بي آزادي هم پوچ است . . .
به هر حال از لطف هاي بي دريغ شما ممنون و به اميد روزي که آزادي با امنيت به جاي آزادي
اسارت واري که امنيت را قرباني خويش کرده بر ما حاکم شود .
انتصاب شهردار جديد تهران را هم تبريک ميگم .
راستي امروز هفدهم شهريوره جا داره يادي هم از شهداي ميدان ژاله کنيم . روحشان شاد و يادشان گرامي باد . . .
ولادت امام حسين و حضرت عباس را هم تبريک ميگم . تو اين روز هاي قشنگ ما را از دعاي خيرتون محروم نکنيد .
چند روزي هم نمي تونم آپ کنم چون عازم سفر هستم به هر حال وقتي برگشتم پاسخ لطف هاي
بي دريغ شما را خواهم داد .
باز هم از کامنت هاي همه دوستاني که مرا ياري مي کنند ممنون و به اميد ديدار دوباره .

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 17 شهریور1384ساعت 3:14 AM  توسط اسیه  | 

امنیت .........................آزادی....................پیدا کن پرتغال فروش را ! ! !

 "چرا من نبايد به عنوان يک دختر جوان در اين جامعه امنيت کافي داشته باشم ؟ "
اين جمله اس ام اسي بود که يکي از دختر هاي ايراني به يکي از برنامه هاي صدا سيما فرستاده
بود و شايد حرف دل خيلي از ما ها هم باشه . . .
و حالا من از آن هايي که سنگ آزادي زنان را به سينه مي زنند مي پرسم :
آيا آزادي بدون امنيت فايده اي دارد ؟
آيا شما در حالي که امنيت کافي نداريد مي توانيد آزادانه به هر اقدامي دست بزنيد ؟
آيا اين آزادي معني ديگري جز اسارت دارد ؟
آزادي بي امنيت يعني خود کشي نا خواسته  . . .
و آزادي يک زن جدا از امنيت کافي براي او نيست .
و کاش آنان که شعار آزادي جوانان اعم از زن و مرد را سر دادند اندکي مي انديشيدند که آيا
مقدمات آن فراهم است ؟ آيا همه قدرت درک معني واقعي آن را دارند ؟
آنان با اعلام اين شعار نه تنها آزادي را از ما گرفتند که امنيت را هم قرباني کردند !
و اما فرق زن امروز با زن دو هزار سال پيش در چيست ؟
اگر آن روز عده اي از روي جهالت او را زنده به گور مي کردند امروز عده اي با نام علم و
مدرنيزگي ارزش هاي وجودي او را ، انسانيت او را و شخصيت او را مي ربايند و آيا مرگي
از اين سخت تر هم هست ؟
در همان عصر جاهليت بود که مردي امّي به دستان دخترش بوسه زد . . .
و اما امروز چه بسيارند آنان که به نام پيروي از او به مخالفت با او مي پردازند و غافل از گمشدن
در عقايد سلطه جويان ارزشي که او بخشيد را به هراج مي گذارند !
خالي از لطف نيست که در اين جا قسمتي از سخنان دکتر شريعتي را با هم مرور کنيم .
" زن امروز براي رهايي از سنت هاي انحرافي و ارتجاعي لزومي ندارد که به عادت هاي منحرفانه تر
غرب به نام مدرنيزم پاسخ مثبت دهد بلکه خود الگو هايي بسيار متعالي براي خود سازي دارد و در
رأس همه اين نمونه هاي متعالي فاطمه قرار دارد . . ."
به اميد روزي که زن به آزادي توأم با امنيت دست يابد و اين اميد به جز در سايه الگو برداري
 درست خود او تحقق پيدا نخواهد کرد .
,  و  آيا به نظر شما آزادي بي امنيت معني دارد ؟ . . .   

                                         ...   ...   آسیه @ ازادی دروغین   ...   ...         

                                                   

+ نوشته شده در  شنبه 12 شهریور1384ساعت 6:21 PM  توسط اسیه  | 

. . . . . . .. .. .. مطلبی روشن برای ر و ش ن ف ک ر ا ن . . . . . . .

تو يکي از سخنراني هاي دکتر شريعتي به موضوعي بر خوردم که براي من خيلي جالب بود دکتر
در نامه نماديني که به بردگان جان سپرده در زير سنگ هاي اهرام مصر و ديوار بزرگ چين نوشته
بودند ؛آن ها را برادر خطاب کرده و از بردگي مدرن و اسارت انديشه و افکار خود و ما سخن
ميگويند . و خالي از لطف نيست اگر چند خطي از آن را با هم مرور کنيم .
در جامعه اي هستم که در برابر من دشمن در يک نظام نيرومند به بيشي از نيمي از جهان و به
عبارتي بر همه جهان حکومت مي کند و نسل مرا براي برده گي تازه از برون مي سازد .برادر
ما اکنون به ظاهر براي کسي بيگاري نمي کنيم، آزاد شده ايم،بردگي ور افتاده است،اما برادر
از سرنوشت تو بردگي بدتري را محکوم شده ايم ! انديشه ما را برده کرده اند،دل ما را برده کرده اند،
اراده ما را تسخير کرده اند،و ما را به عبوديت آزاد گونه پرورده اند و اين فقط و فقط با يک کار؛
با قدرت علم،جامعه شناسي، فرهنگ،هنر،آزادي هاي جنسي، آزادي مصرف، عشقِ برخورداري
و فرد پرستي از درون ما و از دل ما، ايمان به يک هدف مسئوليت انساني و اعتقاد به مکتب او(علي)
را برده اند و اکنون ما در برابر اين نظام هاي حاکم بر جهان تبديل به کوزه هاي خالي زيبايي شده ايم
که هر چه آن ها مي سازند مي بلعيم و ما اکنون به نام فرقه،به نام خون،به نام خاک و به نام خود او(علي)
و مخالف او قطعه قطعه شده ايم تا هر قطعه لقمه اي راحت الحلقوم در دهان آن ها باشيم !
تفرقه،تفرقه ! پيروان او را برادر و پيروان آن مکتب را به جان هم انداخته،خصومت ها را تا اين اندازه
تنگ کرده اند و روشنفکران ما را به کلي به سرزمين ديگري رانده اند و چوپانانش هم خودشون !
و ما برادر همچنان، اما در پيرايه هاي بسيار زيبايي بر خلاف تو که اربابت را به خوبي مي شناختي
و شلاقي را که مي خوردي دردش را ميشناختي ومي دانستي که چرا برده اي و کي برده شدي و چه
کساني برده ات کردند ، ما اکنون سرنوشت تو را داريم اما بي آن که بدانيم چه کسي ما را به بردگي
اين قرن کشيده ! و از کجا غارت شده ! و چگونه به تسليم و وچگونه به انحراف انديشه و چگونه به
عبوديت هاي زميني دچار شده ايم و اکنون نيز ما را همچون چارپايان نه تنها به بردگي مي کشند
که به بهره کشي گرفته اند بيش از عصر تو و بيش از نسل تو برادر ما بهره مي دهيم . ! ! !
و تمام اين کلمات از زبان فردي بر آمده که خوشبختانه يا متأسفانه امروزه عدّه اي بي آن که ذرّه اي
از مکتب او بدانند خود را شاگرد او مي دانند و تا آن جا که برايشان مقدور است از نام و سخنان
ارزشمند او سود جويانه استفاده کرده و کلمه اي در آورده و بر ضد مکتبش قيام مي کنند و اين ها
همان به اصطلاح روشنفکراني هستند که قصد اصلاح جامعه را البته در همان صحرايي که شريعتي
گفت و به واسطه همان چوپانان دارند ! ! !
و آيا اين اصلاح طلبي است ؟ آيا اين آزادي است ؟ آيا روشنفکر بودن در اين است ؟
 آيا آزادي جز اين است که هويّت کشور خويش را نگه داريم ؟
جز اين است که دچار از خود بيگانگي و غربزدگي و ...نشويم؟
جز اين است که ارزش هاي خود و کشورمان را حفظ کنيم؟؟؟
من خود را پيرو شريعتي نمي دانم چرا که هنوز در درياي سخنانش غرقم و چه بسيار از سخنانش را
که متأسفانه هنوز نمي فهمم .
ولي با اين اوصاف از اين که يک اصلاح طلبِ ـ ر و ش ن ف ک رـ نيستم خدا را شاکرم .
به اميد ايراني با روشنفکراني ، روشن انديش و آگاه . . .
                              . . .   . . .   آسيه @ تيره انديشي   . . .   . . .

                                                        

+ نوشته شده در  چهارشنبه 9 شهریور1384ساعت 1:39 PM  توسط اسیه  | 

بهشت و جهنم ..................لبخند و خشم ..............مسئله این است ! ! !

راهبي کنار جاده نشسته بود و با چشمان بسته در حال تفکر بود.ناگهان تمرکزش با صداي گوشخراش
يک جنگجوي سامورايي به هم خورد؛
_ پير مرد بهشت و جهنم را به من نشان بده !
راهب به سامورايي نگاهي کرد و لبخندي زد،سامورايي از اين که ميديد راهب بي توجه به شمشيرش
فقط به اون لبخند مي زند،برآشفته شد،شمشيرش را بالا برد تا گردن راهب را بزند !
راهب به آرامي گفت : خشم تو نشانه اي از جهنم است .
سامورايي با اين حرف آرام شد،نگاهش را به چهره راهب انداخت و به او لبخند زد .
آنگاه راهب گفت : اين هم نشانه بهشت .
                                              "نازاکي کوچي"
 
بياين به جاي اين که واسه خودمون جهنم بسازيم ! ! !
با همون هيزم هاي آتشين يه کلبه ناز بهشتي به هم هديه بديم .

                                       تقدیم با عشق

+ نوشته شده در  شنبه 5 شهریور1384ساعت 6:28 PM  توسط اسیه  | 

ایران و .........حضور در جام جهانی و.........امتیاز انرژی هسته ای...... باز هم حرفی است؟؟؟

   " ايران را از حضور در جام جهاني محروم کنيد ". . . . ! ! !
اين اولين باري نيست که شاهد چنين حرف هاي پوچ و احمقانه اي از طرف رئيس جمهور احمق
و ابله آمريکا،جرج بوش هستيم و صد در صد آخرين بار هم نيست چون مطمئناً باز هم کار به
جايي نخواهد برد .
اين احمق خوان آماري و زبل خوان خانواري حالا حالا ها بي خيال ايران نخواهد شد و از اون جايي
که مخ درست و حسابي هم ندارد دست به هر ترفندي مي بره خوشبختانه دستاش ازلنگاش درازتر
 ميشه و راه فرار و رد گم کني راپيش مي گيره........!
نکته جالب و قابل توجه اينه که ايشون اين بار نخواسته و از سر ناداني (اين يکي زياد عجيب نيست)
به اعتراف پرداخته و نشان دادند که هنوز سنّشون دو رقمي نشده . چون حرف ها و تهديدات قبلي
ايشون همه سياسي بود و ما هم همَرو،رو حساب هر کي هرکي و شير تو شير بودن دولت آمريکا
مي گذاشتيم ولي اين يکي . . . . . . . . . . . . . ! ! !
 واي چه ديدنيه کاش ما هم بوديم و ميديديم . فکرشو بکنين يه کودک ناز ماماني البته با هيکلي غول آسا
و يک دست کت و شلوار،اِي همچي رسمي و يه کرواتي که حتماً با قول شوکولات به دور گردنش بسته
بسته شده در حالي که پاهاشو به زمين ميکوبه و دست راستشو از سمت چپ بدنش به بينيش ميکشه
 با صدايي توأم با جيغ کودکانه ميگه :   
                       ايران و از حضور در جام جهاني محروم کنييييييييييييييييييييييييد .
                                         

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 2 شهریور1384ساعت 6:37 PM  توسط اسیه  |