تبليغاتX
فریاد سکوت

فریاد سکوت

کسی آیا نگاهم را به پیچ جاده دنیا می فهمد!!!....گناهم چیست؟تولد!!!...

برداشت ها باید به حساب مردم برسد . . .

آيا مي دونيد مصرف تنها چهار روز بنزين در کشور چقدر ميشه ؟
278 ميليون ليتر حالا حسابشو بکنيد که از نظر مالي چه قدر ميشه . . .
در سال 1383 ميزان واردات ايران از 3/5 ميليون دلار هم بيشتر شد و به خاطر همين طرح دو نرخي
کردن بنزين و ارايه کارت هوشمند در دستور کار دولت و مجلس قرار گرفته . رئيس کميسيون انرژي
مجلس از تيم اقتصادي دولت انتقاد کرده ، کمال دانشيار مي گويد : بايد به مردم بگويند براي چه از حساب ذخيره ارزي برداشت مي شود ؟ ( آقا ممنون ، بازم به شما )
در لايحه دولت که با قيد دو فوريت در هيأت وزيران به تصويب رسيد آمده که بر اساس ماده يک به
منظور تأمين يارانه بنزين در سال 84 دولت اجازه دارد تا مبلغ ارزي معادل 26744 ميليارد ريال از
درآمد حاصل از صادرات نفت را به اين امر اختصاص دهد .
همچنين دولت بر اساس ماده دو موظف است براي کاهش بنزين وارداتي ( که تا حالا ايران از 17 کشور
بنزين وارد مي کند که 48 درصد آن از امارات است ) و منطقي کردن مصرف آن ضمن ايجاد جايگاه هاي
عرصه بنزين به گونه اي عمل کند که در پايان سال جاري با استفاده از کارت هوشمند و دو نرخي کردن
بنزين و آزاد سازي قيمت مصرف بي رويه بنزين را کنترل کند به گونه اي که موجودي زخائر در پايان
سال از ابتداي سال کمتر نباشد .
و اما پيشنهاد نمايندگان مجلس به دولت اينه که تيم اقتصادي قدرتمندي مسئول نحوه هزينه کرد اين حساب شود ، حسابي که تا کنون 30 ميليلرد دلار از آن برداشت شده ! ! !
در مورد کارت هوشمن هم که دولت هنوز آمادگي اجراي آن را ندارد چرا که در 6 ماهه دوم بايد براي
واردات بنزين حدود 3 ميليلرد دلار از حساب ذخيره ارزي برداشت کند . البته قرار بوده کارت هوشمند
از مهر ماه اجرا شود ، ولي طبق قول مسئولان با تأخير 4 ماهه در بهمن اجرا ميشه .
به نظر ميرسه کارت هوشمند بتونه جلوي 5 ميليلرد دلار برداشت اظافي از حساب ارزي را بگيرد ،
چرا که اگر اين گونه نشه در چهار سال آينده 20 ميليلرد دلار بايد برداشت بشه و دولت بايد هرچه
سريعتر نسبت به راه اندازي اين کارت اقدام کنه . ( البته اميدواريم بي تأخير باشه )
 اميدواريم از اين به بعد طبق گفته دانشيار برداشت ها به حساب مردم برسد . . .

                                        
راستي يه چيز جالب يه روزي مثل امروز من و شما به حساب ارزي رسيدگي مي کنيم يه روزي هم
مثل فردا به حساب من و شما ميرسن اين جاست که مي گن گهي پشت به زين و گهي زين به پشت . . . شب هاي قدر نزديکه به قول نميدونم کدوم يکي از ائمه بياين قبل از اين که به حسابمون رسيدگي کنن خودمون اين کارو بکنيم . . . ولي جون هرکي دوسش دارين ما رو تو اين شب ها يادتون نره .

+ نوشته شده در  جمعه 29 مهر1384ساعت 1:2 PM  توسط اسیه  | 

رانت خوار کوچک دیروز . . . . . گرگ بزرگ امروز . . . . . . . فردا ! ! !

گفته شده رئيس يکي از کميسيون هاي مجلس هفتم ، موفق به دريافت بيش از 1200 متر زمين رانتي در يکي ازمناطق مرغوب شمال تهران در زمان دولت سابق شده است . ( عجب دولت سالمي بوده و ما بي خبر بوديم )نامبرده در زمان دولت سالم پيشين با نامه نگاري با وزير مسکن ، درخواست دريافت بيش از هزار متر زمين در يکي از مناطق شمالي تهران ، خارج از روال قانوني داشته که پس از انجام اين اقدام ، قطعه زميني به مساحت 1200 متر مربع به نماينده مذکور تحويل شده تا يک مجتمع آموزشي به نام همسر وي ساخته شود . . .  نماينده ياد شده که براي دريافت اين زمين بيش از 1200 متري در نقاط مرغوب شمال تهران ، تنها حدود پنجاه ميليون تومان (بهاي يک آپارتمان در جنوب شهر)را پرداخت کرده ، قول داده است تا در بيست سال آينده ! حدود سيصد ميليون تومان بابت باقيمانده قيمت زمين ، به دولت بپردازد . (لطف مي کنند ) گفتني است ، کليه مکاتبات رئيس محترم فعلي کميسيون مجلس براي دريافت زمين به نام همسرش با سر برگ رسمي مجلس شوراي اسلامي انجام شده است . ( خودمونيم چه زن ذليلي بوده . . . )و اما نکته جالب اين که حالا همين عزيزاني که سنگ دولت آزادي خواه و سالم و مردمي ! قبل را به سينه مي زنند هم اکنون ادعا مي کنند که دولت جديد بايد بي خيال انرژي هسته اي و نيروگاه ها شود و به جاي آن بودجه اي را که خرج اين مسئله مي شود را خرج فقرا کند ! پس آقايون لالايي بلد بودند . . . عجب ! ! !

                                          
راستي شما بگيد خرج بودجه دولت براي مسائل هسته اي بهتره يا براي کارهاي شخصي همسران آقايون ؟ ! ! !
بيچاره فقرا . . . به نام اون ها به کام خانوم هاي آقايان . . .
                                                              . . .   . . . آسيه @ رانت خواري . . .   . . .

+ نوشته شده در  پنجشنبه 21 مهر1384ساعت 1:46 PM  توسط اسیه  | 

انر}ى هسته ای . . . بودن یا نبودن ماست . . .

" رجب ماه خداست ؛ شعبان ماه من است و رمضان ماه امت من  "
                                                               " پيامبر اکرم (ص) "

کاش ما هم از امت رسول الله باشيم . اميدوارم تو اين ماه مبارک ما را از دعاي خيرتون محروم نکنيد .
تو اين پست مي خوام در مورد موضوعي بنويسم که يه جورايي شده نقل هر محفلي .
از بچه هاي هم سن و سالي که تو کو چه پس کوچه ها بازي مي کنن گرفته تا پير مرد هايي که از
سر بي کاري تو پارک ها ميشينن و  دانشجو ها و وبلاگ نويس ها و کارشناس ها و اساتيد و . . .
البته جاي شکرش باقيه چون نشون مي ده که ايراني هنوز تعصب وطنيش و داره و واسه خاکي که
توش متولد شده دل مي سوزونه .
انرژي هسته اي ، واژه بي زباني که گاهي به بلنداي قلل مرتفع اورست مي رسوننش و گاهي به جرم
وسيله اي براي قتل عام بشري به زمين مي کوبندش ! ! !
و اما چيزي که امروزه من و شماي ايراني را نگران کرده حق مسلمي است که قصد دزديدنش را
دارند . حقي که براي خودشان حق است و به ما که مي رسد مي شود ناحق !
موضوع فعاليت هسته اي ايران تقريباً از سه سال پيش به عنوان يک پرونده ساخته و پرورده شد وتلاش
شد تا اين موضوع در افکار عمومي هم به صورت يک پرونده طرح شود و دليل آن هم اين است که
پرونده به موضوعي اطلاق مي شود که قرار است براي آن فرايندي طراحي شود و پرونده هسته اي
ايران از زماني آغاز شد که آمريکا تأکيد داشت که وانمود کند ايران فعاليت مخفي دارد و اين فعاليت ها
در مسيري غير قانوني انجام مي شود . بنا بر اين نخستين کاري که آمريکا کرد اين بود که موضوع
تکنولوژي هسته اي در خصوص ايران را با بمب هسته اي جايگزين کرد و در مرحله بعد تمام تلاش خود
را کرد تا ما را در حوزه تدافعي قرار دهد يعني ايران بپذيرد که ديگران را نگران کرده و اين در حالي
است که ما npt را پذيرفته بوديم و بايد در موضع تهاجم قرار مي گرفتيم و گام بعدي آمريکا اين بود
که ايران را وارد عرصه اي کند که تمام موجوديت و امنيت ملي خود را از مسير خطر هسته اي به
بحث بگذارد و هدف چهارم آمريکا اين بود که ايران در موضعي قرار بگيرد که چارچوبي براي گفتگو
وجود نداشته باشد .
در ژوئن 2003 در نشست شوراي حکام قطعنامه اي عليه کشورمان صادر شد که متأسفانه دستگاه ديپلماسي ما ضعيف عمل کرد و در تابستان 2003 سه کشور اروپايي در نامه اي به دولت ايران در خواست هايي فرا تر از npt مطرح کردند . از 12 سپتامبر 2003 تا نشست اخير شوراي حکام ما شش قطعنامه داشتيم و موضوع هسته اي ايران 13 بار در شوراي حکام در سه سال گذشته مطرح شده است .
در سه سال گذشته اولين اشتباه دستگاه ديپلماسي ما اين بود که موضوع اتهام يک گروهک تروريست را راجع به فعاليت هاي هسته اي کشورمان پذيرفت ! اين يک گام به عقب بود و در مرحله بعد رويکرد تهاجمي غرب را نسبت به ما پذيرفت ! پس از آن پذيرفت که موضوع هسته اي ايران تبديل به پرونده شود و پذيرفت که پرونده هسته اي ايران توسط غرب گسترده و عميق شود و بعد پذيرفت که ما نگراني غرب را بايد بر طرف کنيم و بعد پذيرفت که ما براي بر طرف کردن نگراني هاي غرب بايد دستمان را باز کنيم و فعاليتمان را باز و شفاف کنيم . . . تصور دستگاه ديپلماسي اين بود که هر چقدر ما خودمان را با شرايط آن ها انطباق دهيم به لحاظ امنيت ملي وضعيت بر تري پيدا مي کنيم که البته متأسفانه خيالي خام بود و در واقع ما بايستي تأکيد مي کرديم که در هيچ يک از قواعد بين المللي ذکر نشده است که کشوري نمي تواند غني سازي کند .

                          

و خلاصه اين که ما تمام اين عقب نشيني ها را مديون تيم قبلي هستيم . . . تيم قبلي معتقد بود که زماني امنيت ايران تأمين مي شود که ايران در محيط بين المللي ادغام شود ! در حالي که زماني امنيت ملي ايران تأمين مي شود که در يک تعامال مثبت بر اساس احقاق حقوق خود با دنيا وارد گفت و گو
شود نه اين که در دنيا ادغام شود . مگر جز اين است که ايراني آزاد است و مستقل . . .
اين تفکر ادغام اجازه داد تا نامه آقاي البرادعي ما را به پنهان کاري و انحراف از فعاليت هاي صلح آميز متهمکند و ما اين اتهام را بپذيريم و در مسيري بيفتيم که هر چه آنها گفتند بپذيريم و حتي تن به درخواست هايي فرا تر از npt بدهيم . تفکر ادغام آرام آرام ما را به جايي رساند که آنها در موضوعات داخلي ما هم دخالت مي کردند و اين مخالف آزادي و استقلال ايراني است که از مدعيان آزادي بعيد بود !و اما با آغاز به کار دولت نهم شاهد رويکرد تازه اي در پرونده هسته اي بوديم و سياست تازه با نگاه به شرق و ورود بازيگران خارج از حوزه غرب اتخاذ شد و باور تيم جديد اين بود که مي توانيم حقوقمان را تأمين کنيم و هر وضعيت ما به درگيري منجر نشود ، مهمترين مسأله تيم جديد اين است که به منافع ملي بر اساس اتکا به توان ملي مي انديشداين رويکرد معتقد نيست که هرچه غرب ديکته مي کند لزوماً بايد انجام شود . تيم جديد اعلام کرده است که ما قداستي براي npt بيش از آنچه آمريکا قائل است ، قائل نيستيم . تيم جديد معتقد است ما آمده ايم تعامل کنيم و حاضر هستيم در مسائل توافق کنيم و در طرح ابتکاري رياست محترم جمهوري شما را به مشارکت طلبيديم . اما فرا تر از ميثاق هاي رسمي و مقررات موجود ، تعهدي نمي پذيريم . اگر با منطق گفت و گو کنيد مي توانيد با ما تعامل کنيد که هر دو طرف به حقوقمان برسيم . اگر npt کفايت ندارد ، غرب نبايد تلافي بي کفايتي npt را سر ما خالي کند در عين حال اگر با زبان زور و غير منطقي وارد شويد پاسخ ما سياسي و زور خواهد بود ، اگر حقوقي و فني بحث کنيد ما هم حقوقي و فني بحث مي کنيم ، اگر سياسي بحث کنيد ما هم پاسخ سياسي خواهيم داد و اگر وارد فاز ديپلماسي پنهان شويد پاسخ ما هم ديپلماسي پنهان است . ما توازن ايجاد مي کنيم . خلاصه اين که استراتژي تيم جديد تعامل با دنياست نه اين که چون نمي توانيم خود را با آنها ادغام کنيم ! اين تفکر به اين مسئله قائل است که فرستادن پرونده ما به شوراي امنيت امري حقوقي نيست اما چنان چه به لحاظ سياسي پرونده ما را به شوراي امنيت ارجاع دهند ، شوراي امنيت آخر دنيا نيست چرا که ما هم ابزار هايي را به لحاظ حقوقي ، سياسي و امنيتي براي مواجه شدن با اين مسئله داريم . اما بنا نداريم تقابل کنيم بلکه مي خواهيم تعامل کنيم . . .
و در آخر بايد خدمت بسياري از دوستان عرض کنم که مسئله هسته اي ما يعني بودن يا نبودن . . .
 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 14 مهر1384ساعت 12:16 PM  توسط اسیه  | 

تخت جمشید تا ابد سر پاست . . . سد سیوند یعنی سازندگی . . .

در ابتدا از همه دوستاني که بدون تحقيقات لازم و کاملاً کور کورانه با احداث اين سد مخالفت مي کردند و
مخالفت خود را با جمع آوري امضا اعلام مي کردند درخواست مي کنم اين متن را با توجه به سنديت آن
مطالعه فرموده و در مورد امضايي که دادند بيشتر فکر کنند .
" هياهوي سد سيوند به قلم دکتر عبد الله شهبازي "
در روز هاي اخير به دليل اظهارات غير مسئولانه و خود نمايانه برخي مسئولان محلي سازمان
ميراث فرهنگي ، شايعاتي در اينترنت پخش شده که گويا پاسارگاد (آرامگاه کوروش)، به دليل احداث
سد سيوند در معرض تهديد است. اين شايعه در مواردي تحريف شده و "پاسارگاد" به "پرسپوليس"(تخت جمشيد)
بدل گرديده و به اين ترتيب ابعادي بسيار اغراق آميز يافته است .
طرح احداث سد سيوند در تنگ بلاغي متعلق به پيش از انقلاب است و در همان زمان اقداماتي براي
خلع يد از مالکين اراضي دشت بلاغي صورت گرفت . اين اراضي به ورثه مرحوم پرويز خان
رئيس ايل باصري(محمد خان و حسنعلي خان ضرغامي) تعلق داشت. اين طرح هم اکنون از سر گرفته شده .
کساني که با جغرافياي منطقه آشنايي ابتدايي دارند به روشني مي دانند که اين هياهو مبنايي ندارد و احداث
سد در تنگ بلاغي تنها بخشي از دشت بلاغي را به زير آب مي برد و هيچ گونه خطري آرامگاه کوروش 
(پاسارگاد) را تهديد نمي کند . روشن است که اين سد نمي تواند هيچ ارتباطي با دو بناي مهم تاريخي
ديگر ايران، يعني نقش رستم و تخت جمشيد، داشته باشد که فرسنگ ها پايين تر از محل احداث سد فوق هستند .
2ـ ماجرا خيلي بامزه شده است. آقاي اسماعيل نوري علا و دوستانش تصور مي کنند تخت جمشيد که در
حاشيه شمالي مرو دشت و در جوار کوه رحمت قرار دارد، در "دشت مرغاب" واقع است، نوشته اند :
"حکومت اسلامي ، با ساختن سد سيوند و آغاز مرحله آب گيري آن، دشت باستاني پاسارگاد(دشت مرغاب)
يعني نخستين مرکز تمدن ايرانيان را به زير آب مي برد و آثاري همچون آرامگاه کوروش کبير و پرسپوليس
(تخت جمشيد) را از چهره زمين پاک مي کند ." اين يعني نويسندگان متن فوق حتي يک بار تخت جمشيد را
نديده اند . ! (پس اي کاش اين آقايان قبل از قلم گرفتن بليط اين مکان هاي تاريخي را مي گرفتند)
 

                                      

3ـمحمد حسن طالبيان، مسئول پروژه پارس پاسارگاد در سازمان ميراث فرهنگي که با سخنان غير مسئولانه اش
هيا هوي سد سيوند را بر انگيخت، اينک در مصاحبه با روزنامه شرق خطر را نه متوجه پاسارگاد يا تخت خمشيد
بلکه متوجه آثار باستاني تنگ بلاغي مي داند ! ! ! او به نتيجه بررسي هيأت باستان شناسي ژاپني اشاره مي کند
و 130 اثر تاريخي در تنگ بلاغي که "به دوره پيش از تاريخ" تعلق دارد، توجه شود : سخن بر سر دوره
"پيش از تاريخ" است نه عصر هخوامنشي ! ! ! (احتمالاً دفعه بعد بايد براي آثار تاريخي آينده "برج هايي که
پيش فروش شده" امضا دهيد و جانشان را نجات دهيد ! )
پيرو اين اطهارات با آقاي کمالي، رئيس بنياد فارس شناسي، تماس تلفني گرفتم . ايشان جنجال طالبيان را
به کلي نا مربوط اعلام کرد و افزود که حدود سه ماه پيش در مصاحبه با روزنامه شرق بر اين مطلب
تأکيد کردم که از ناحيه سد سيوند خطري متوجه آثار باستاني منطقه نيست و هم اکنون نيز در تماس هاي
فراوان تلفني، از داخل و خارج ايران، همين پاسخ را مي دهم . کمالي درباره نتيجه تحقيق هيأت ژاپني
که طالبيان به آن اشاره کرده، گفت:مذاکرات با هيأت فوق ضبط شده است. آنان اعلام کردند که در تنگ
بلاغي اثر باستاني قابل توجهي وجود ندارد و تنها ارزش اين تنگ شايد براي برخي مطالعات مردم شناسي
به منظور شناخت دوره پارينه سنگي باشد . (قابل توجه آنان که خود را دايه عزيز تر از مادر مي دانستند)
4ـبخش فارسي راديو بي بي سي نيز به "هيايوي سد سيوند" پيوست و با گروهي از کارشناسان در اين زمينه
مصاحبه کرد . آقاي محمد حسن طالبيان ، مدير بنياد پژوهشي پارس پاسارگاد که در ايجاد هياهوي بي پايه
 نقش داشت ، در گفت و گوي فوق کوتاه آمد . (جالب اين که ايشون کوتاه اومدن و الباقي که اين شايعه را
از ايشون شنيدن کوتاه نميان ! ! ! ) او با توجه به فاصله طولاني محل احداث سد با دو بناي تخت جمشيد
و آرامگاه کوروش خطر مستقيمي را متوجه اين دو بناي تاريخي ندانست ، ولي افزود که تغييرات آب و هوايي
بر دو بناي فوق تأثير خواهد گذارد ! ( اين ديگه از اون حرف ها بود . . . )
در زنجيره تبليغاتي که از زمان صعود دولت دکتر احمدي نژاد عليه ايران آغاز شده ، نبايد خللي وارد شود و
آقايان کاري به راست و دروغ بودن شايعات ندارند ! براي تشبيه دولت احمدي نژاد به حکومت طالبان چه بهتر
از اين ، همان گونه که طالبان با آرپي جي مجسمه تاريخي بودا را منهدم کرد ، دولت احمدي نژاد نيز با احداث
سد مي خواهد آثار دوران هخامنشي را منهدم کند !
معهذا در اين رابطه واقعيتي تلخ وجود دارد : حکومت پهلوي و پيمانکار صهيونيستي آن ، شرکت ورد از سال
1345 احداث سدي به نام "داريوش کبير" (سد درودزن) را آغاز کردند . هم اکنون اين سد عظيم آب منطقه
مرو دشت و مناطق همجوار آن را تأمين مي کند . حجم سد درودزن حداقل ده برابر حجم سد در دست احداث
سيوند است . دو بناي مهم تخت جمشيد و نقش رستم در حوزه آبريز سد درودزن قرار دارند و اگر روزي ،
به هر دليل سد فوق منهدم شود به اين دو بنا خسارت اساسي وارد خواهد شد . چگونه است که درباره خطرات
سد درودزن سکوت شده و مي شود ، ولي درباره سدي که از ناحيه آن هيچ خطري بناهاي باستاني منطقه را
تهديد نمي کند ، اين همه جنجال به پا مي شود ؟ ! ! !
                     . . .   . . . آسيه @ شايعه پراکني . . .    . . .   
اگر قانع شديد همان طور که روزي براي محافظت از آثار تاريخي کشورتان دل مي سوزانديد امروز هم
براي سازندگي همان خاک دل بسوزانيد و به حمايت برخيزيد .
 که خاک همان خاک است و شما همان وطن دوستان . . .

                                

+ نوشته شده در  شنبه 9 مهر1384ساعت 11:8 AM  توسط اسیه  | 

گفتم کجا ؟ گفتا به خون ، گفتم چرا ؟ گفتا جنون ، گفتم کي ؟ گفتا کنون ، گفتم نرو ، خنديد و رفت . . .

پاي خاطراتشون نشسته بودم و گوله گوله اشک مي ريختم بدون اين که کلامي از کلامشان را بشنوم
آن قدر در درياي افکار خودم غرق بودم و به بد بختي خودم مي گريستم که اصلاً متوجه تمام شدن
برنامه نشدم ، بعد از اون هم به خود خواهي خودم گريستم . هفته دفاع مقدس تموم شد و من . . .
شايد بازم خود خواهي باشه ولي گاهي لازمه آدم واسه دل خودش بنويسه،حکم ابديت که رو پيشوني
حرف دلم نزدن ، زدن ؟ ! شما بگيد مرد و مردونه ؛
تو اين دنيايي که حتي به آدمي که از خونته هم نمي توني اعتماد کني به کي بايد اعتماد کني ؟ . . .
راستش تو اين پست مي خواستم مطلبي در مورد شايعه اخير سد سيوند قرار بدم ميدونيد چيه اين سد
سيوند هم عين خيلي چيز ها و خيلي از آدم ها در عين سازندگي با يه مشت شايعه محکوم شده به
ويرانگري اون هم از نوع آثار تاريخيش . . . !
به هر حال اين مطلب را به پست بعد موکول مي کنم و تو اين پست مي خواهم حد اقل 8 خط در مورد
8سال ايثار و فداکاري بنويسم . . .
راستش چند روز پيش توي يک وبلاگ مطلبي را در مورد جنگ خوندم در حالي که اين واژه را يک واژه
تنفر انگيز و يک حرکت سياسي براي کشور گشايي ناميده بود از اين نام گذاري ها ناراحت شدم و چشمم
را بستم و او را محکوم کردم به ندانستن در مورد اين 8 سال و وقتي چشمانم را باز کردم متوجه شدم
اين دوست عزيز خود فرزند شهيد هستند به هر حال باز هم از اين دوست عزيز پوزش مي خواهم و
اميد وارم مرا بخشيده باشند . . .
                                                     . . : اتل متل يه جانباز : . .
اتل متل توتوله* * * يه تخت توي يه سوله * * *براي رفتن توي بخش * * *گيرش فقط يه پوله
شلوغي تو راهرو * * *سرفه هاي بي امون * * *چه احترامي داشتن * * *يادش به خير اون زمون
اسم خيابونامون * * * به نام بچه ها بود * * *ولي حالا ديگه نيست * * *انگار همش ريا بود
حالا به جاي مهدي * * *به جاي خون لاله * * *رو سر درا نوشتن * * * street،ارکيده و ژاله
پس حرفي از چي مونده * * *بايد حسن بميره * * *وقتي براي موندن * * *جلوش رو پول مي گيره
حسن رفت که بمونن * * *ناموسامون تو پوشش * * *خيره ميشه به نرگس * * *ابروهاشو تاب مي ده
صورت بي حياشو * * *توي موهاش قاب مي ده * * *زل مي زنه به تخت و * * *خوني که بسته روش نقش
مي گه بايد خالي شه * * *تخت و مي خوان توي بخش * * *نرگس با چشم گريون * * *خيره مي شه به چشماش
مي خونه نگاه سرد و * * *از سايه رو پلکاش * * *ديگه براي رفتن * * * نمونده هيچ بهونه
حالا که جسم حسن * * *اسير شده تو خونه* * * آرامش سرفه هاش * * *همراه خون و زرداب
ديگه همش تموم شد * * *حسن رو کردن جواب * * *اما همين خوش تيپا * * *کجا بودن توي جنگ
حالا که امثال ما * * *شديم به شهرشون ننگ * * *ميون تير و ترکش * * *چرا جواب نکردن
مهموني هاي لوکسو * * *چرا خراب نکردن * * *ديگه موجي نمونده * * *نه شيميايي،نه ترکش
خيالشون که تخت شد * * *حالا شدن چه سرکش* * * اي که زدي دست رد* * * به سينه حسن ها
يعني سپر گذاشتي * * *بين خودت با خدا * * * گرچه بابا غمين نيست * * *چونکه کنار ليلاست
اما تو قلب و ريه اش * * *نمي دوني چه غوغاست * * *نگاه سرد ليلا * * *به دستمال سفيدش
فکر مي کنه که مامان * * *خون اونو نديدش * * * دستمال خوني رو اون * * *با گريه بر مي داره
مي بره تا بشوره * * *با قلبي پاره پاره * * * کاشکي که بر نمي گشت * * *پيش بابا جونش اون
تا که چشاش نمي ديد * * *دوباره لخته خون * * *حالا تو دست مامان * * * يه دستمال سفيده
که گوشه گوشه اون * * * خون بابا رسيده * * *اشک مامان مي ريزه * * *رو گونه هاي سردش
آخه جلوي چشماش * * * داره مي ميره مردش  * * *بابا با دستي لرزون * * *اشکاشو بر مي داره
بعدش با کوهي از درد * * *روي قلبش مي ذاره * * *اما دوباره سرفه * * *سراغشو مي گيره
با لخته هايي از خون * * *راه گلوش مي گيره * * * اين بار تلاش مامان * * *ديگه فايده نداره
چشماي بابا ميگه * * * قصد موندن نداره * * * ليلاي پاک و مظلوم * * *پيش بابا مي شينه
با چشماي پر اشکش * * *رفتنش و مي بينه * * * مامان کنار بابا * * *هي داره اشک مي ريزه
دست بابا تو دستش * * *چه خوب زبون مي ريزه * * *مي خواس بگه به بابا * * *از خطبه روز عقد
تا که يادش بياره * * *اون روز بستن عهد * * * اما بابا وفا کرد * * *به اون عهدي که بستش
تو جبهه پشت خاکريز * * *دست خدا تو دستش * * *قبلاً بابا اين عهد و * * *با خالقش بسته بود
بعد گذشت چند سال  * * *از موندنش خسته بود * * *ولي ديگه تموم شد * * *به آرزوش رسيدش
                           مامان چفيشو با غم     *   *    *   رو صورتش کشيدش
  . . : عليرضا سپهر : . .

                                             
                                          

حضرت امام در تاريخ 59/7/17 و در اوج قدرت ارتش بعث عراق به خبرنگاران خارجي در مقابل
سئوالشان که در مقابل تجاوز عراق چه مي کنيد ؟ مي فرمايد : ما برنده جنگ هستيم و هيچ ترديدي
در آن نيست . اين حرف را امام 17 روز بعد از شروع جنگ مي زند که برخي از مناطق کشورمان
در اشغال عراق است . جالب اين که حالا ما به دولت مردانمان خورده مي گيريم که چرا با اقتدار
در برابر دشمنان مي ايستند و از حق مسلم خود دفاع مي کنند . . . !
و آيا ما پيروان همان مردي هستيم که انقلاب را برايمان به ارمغان آورد ؟ ! ! !
جالب است اين را هم بدانيد که در دفاع مقدس 64 کشور دنيا چه با نفر،چه با پول و چه با تجهيزات
پشتيبان عراق بودند . ما از 34 کشور دنيا اسير گرفتيم ؛ يعني 34 مليت . . .
و آيا ما همان ايرانيان هستيم ؟  نمي دانم . . .

+ نوشته شده در  پنجشنبه 7 مهر1384ساعت 11:15 AM  توسط اسیه  | 

پاسخ چرچیل مآبانه . . . . . . . . . . . . . . . . . .

" وينستون چرچيل " سياستمدار مشهور و نخست وزير زمان جنگ انگليس به نکته سنجي و پاسخ هاي
دندان شکن معروف بود .
وقتي در يکي از مبارزات انتخاباتي خود مشغول سخنراني بود ، مرد فضولي که اتفاقاً صورت و دستهايش
چرک و روغني بود ، چندين بار نطق او را با پرسش هاي بي معني قطع کرد .
چرچيل به راستي از دست او به تنگ آمده بود اما چون نمي خواست شرکت کنندگان در سخنراني ، فکر کنند
که او نمي تواند در مقابل حوادث خونسردي خود را حفظ کند ، سخن تندي به مرد فضول نمي گفت .
در اواسط سخنراني ، مرد يک بار ديگر به ميان حرف چرچيل دويد و گفت : لطفاً بفرماييد من که بچه ندارم
چرا بايد ماليات مخصوص آموزش پرورش را بپردازم  . . . ؟
چرچيل فرصت را غنيمت شمرده و گفت :
ـ به همان دليل که شما ماليات آب را مي پردازيد ، اما هرگز به حمام نمي رويد و دست و روي خود را
نمي شوييد . . . !
                     . . .   . . . آسيه @ هزار و يک حکايت تاريخي . . .   . . .
راستي قرار بود در پست قبلي درباره سوابق وزراي پيشنهادي و احتمالي آموزش پرورش و نفت
مطلبي را قرار بدم که با عرض شرمندگي مطلب ما هم عين خيلي از پرواز ها به تأخير افتاد . . . !
ولي باور کنيد تو  waiting list قرار داشت .
اگر قبل از پست قبلي پست قبليشو خونده باشيد حتماً يادتون هست به اون جايي رسيديم که رايزني هاي
رئيس جمهور با نمايندگان مجلس در مورد زائري به عنوان وزير پيشنهادي آموزش پرورش با استقبال
مواجه شد . و اما در مورد سوابق و ميزان تحصيلات آقاي زائري بايد خدمتتون عرض کنم که
غلامعباس زائري از مديران آموزش و پرورش است که حضور در اين وزارتخانه را از شغل معلمي
آغاز کرده و مدارج مديريت را تا سطح عاليه طي نموده است . وي استاندار اسبق هرمزگان است
و دو دوره نيز به نمايندگي از مردم بندر عباس در هيئت رئيسه مجلس شوراي اسلامي حضور داشت
و در حال حاضر از مديران سازمان بازرسي دفتر مقام معظم رهبري است .
زائري از مشاوران عالي شهيد محمد علي رجايي رئيس جمهور فقيد ايران بود .
راستي مصادف شدن اين مطلب waiting listي با دوم مهر و بازگشايي مدارس را هم
به فال نيک مي گيريم و اميدواريم وزير آتي آموزش پرورش هر کس که باشد فردي دلسوز براي
ايران عزيزمان باشد .
و اما در مورد دکتر علي وطني که احتمال انتخاب ايشون براي تصدي وزارت نفت افزايش يافته
هم بايد عرض کنم دکتر وطني داراي ليسانس مهندسي شيمي (گرايش پالايش نفت) ، فوق ليسانس
مهندسي شيمي (گرايش مهندسي گاز) و دکتراي مهندسي شيمي با گرايش مهندسي پترو شيمي از
دانشگاه ليدز انگلستان است .
در سوابق علمي و اجرايي وي به 40 مورد اشاره شده که آخرين آن نماينده تام الاختيار وزير علوم
در در هيئت امناي 26 دانشگاه،دانشکده،مرکز تحقيقات،موسسه مطالعات پژوهشکده فني و . . . است .
دکتر وطني رئيس اداره مهندسي و طرح هاي شرکت ملي گاز ايران (1365)،رئيس دانشکده نفت
آبادان(68ـ65)،عضو شوراي عالي نظارت و ارزيابي وزارت علوم(71ـ68)، دبير کميته تحقيق
و توسعهبرنامه هاي دوم و سوم توسعه کشور(71و78)،مدير کل دفتر ارتباط با صنعت دانشگاه
تهران (71ـ68)،معاون پژوهشي معاونت منابع انساني و آموزش وزارت نفت (80ـ78)،بنيانگذار
انجمن هاي علمي مهندسي نفت و گاز ايران، مدير مسئول نشريه علمي مهندسي نفت ايران
(83 تا کنون)، رئيس کميسيون دائمي هيئت امناي پژوهشگاه پليمر و پترو شيمي  ايران(82 تا کنون)
بوده است .
در آخر اميدوارم  آنان که در گذشته از بي سابقه و جوان بودن وزراي پيشنهادي(البته از ديد آنان)
مي ناليدن و ابراز نارضايتي مي کردن به خاطر عادتي که دارند اين بار بر خلاف گذشته از
سوابق آقايان خورده نگرفته و بنا به صلاح ديد خودشان خواهان وزراي جوان و بي سابقه نشوند .
چون در اين صورت بايد عرض کنم شرمنده سفارشات قبلي شما هنوز آماده نشده و تا اطلاع ثانوي
سفارش جديد پذيرفته نميشود . . . !
+ نوشته شده در  شنبه 2 مهر1384ساعت 5:48 PM  توسط اسیه  |