تبليغاتX
فریاد سکوت - انر}ى هسته ای . . . بودن یا نبودن ماست . . .

فریاد سکوت

کسی آیا نگاهم را به پیچ جاده دنیا می فهمد!!!....گناهم چیست؟تولد!!!...

انر}ى هسته ای . . . بودن یا نبودن ماست . . .

" رجب ماه خداست ؛ شعبان ماه من است و رمضان ماه امت من  "
                                                               " پيامبر اکرم (ص) "

کاش ما هم از امت رسول الله باشيم . اميدوارم تو اين ماه مبارک ما را از دعاي خيرتون محروم نکنيد .
تو اين پست مي خوام در مورد موضوعي بنويسم که يه جورايي شده نقل هر محفلي .
از بچه هاي هم سن و سالي که تو کو چه پس کوچه ها بازي مي کنن گرفته تا پير مرد هايي که از
سر بي کاري تو پارک ها ميشينن و  دانشجو ها و وبلاگ نويس ها و کارشناس ها و اساتيد و . . .
البته جاي شکرش باقيه چون نشون مي ده که ايراني هنوز تعصب وطنيش و داره و واسه خاکي که
توش متولد شده دل مي سوزونه .
انرژي هسته اي ، واژه بي زباني که گاهي به بلنداي قلل مرتفع اورست مي رسوننش و گاهي به جرم
وسيله اي براي قتل عام بشري به زمين مي کوبندش ! ! !
و اما چيزي که امروزه من و شماي ايراني را نگران کرده حق مسلمي است که قصد دزديدنش را
دارند . حقي که براي خودشان حق است و به ما که مي رسد مي شود ناحق !
موضوع فعاليت هسته اي ايران تقريباً از سه سال پيش به عنوان يک پرونده ساخته و پرورده شد وتلاش
شد تا اين موضوع در افکار عمومي هم به صورت يک پرونده طرح شود و دليل آن هم اين است که
پرونده به موضوعي اطلاق مي شود که قرار است براي آن فرايندي طراحي شود و پرونده هسته اي
ايران از زماني آغاز شد که آمريکا تأکيد داشت که وانمود کند ايران فعاليت مخفي دارد و اين فعاليت ها
در مسيري غير قانوني انجام مي شود . بنا بر اين نخستين کاري که آمريکا کرد اين بود که موضوع
تکنولوژي هسته اي در خصوص ايران را با بمب هسته اي جايگزين کرد و در مرحله بعد تمام تلاش خود
را کرد تا ما را در حوزه تدافعي قرار دهد يعني ايران بپذيرد که ديگران را نگران کرده و اين در حالي
است که ما npt را پذيرفته بوديم و بايد در موضع تهاجم قرار مي گرفتيم و گام بعدي آمريکا اين بود
که ايران را وارد عرصه اي کند که تمام موجوديت و امنيت ملي خود را از مسير خطر هسته اي به
بحث بگذارد و هدف چهارم آمريکا اين بود که ايران در موضعي قرار بگيرد که چارچوبي براي گفتگو
وجود نداشته باشد .
در ژوئن 2003 در نشست شوراي حکام قطعنامه اي عليه کشورمان صادر شد که متأسفانه دستگاه ديپلماسي ما ضعيف عمل کرد و در تابستان 2003 سه کشور اروپايي در نامه اي به دولت ايران در خواست هايي فرا تر از npt مطرح کردند . از 12 سپتامبر 2003 تا نشست اخير شوراي حکام ما شش قطعنامه داشتيم و موضوع هسته اي ايران 13 بار در شوراي حکام در سه سال گذشته مطرح شده است .
در سه سال گذشته اولين اشتباه دستگاه ديپلماسي ما اين بود که موضوع اتهام يک گروهک تروريست را راجع به فعاليت هاي هسته اي کشورمان پذيرفت ! اين يک گام به عقب بود و در مرحله بعد رويکرد تهاجمي غرب را نسبت به ما پذيرفت ! پس از آن پذيرفت که موضوع هسته اي ايران تبديل به پرونده شود و پذيرفت که پرونده هسته اي ايران توسط غرب گسترده و عميق شود و بعد پذيرفت که ما نگراني غرب را بايد بر طرف کنيم و بعد پذيرفت که ما براي بر طرف کردن نگراني هاي غرب بايد دستمان را باز کنيم و فعاليتمان را باز و شفاف کنيم . . . تصور دستگاه ديپلماسي اين بود که هر چقدر ما خودمان را با شرايط آن ها انطباق دهيم به لحاظ امنيت ملي وضعيت بر تري پيدا مي کنيم که البته متأسفانه خيالي خام بود و در واقع ما بايستي تأکيد مي کرديم که در هيچ يک از قواعد بين المللي ذکر نشده است که کشوري نمي تواند غني سازي کند .

                          

و خلاصه اين که ما تمام اين عقب نشيني ها را مديون تيم قبلي هستيم . . . تيم قبلي معتقد بود که زماني امنيت ايران تأمين مي شود که ايران در محيط بين المللي ادغام شود ! در حالي که زماني امنيت ملي ايران تأمين مي شود که در يک تعامال مثبت بر اساس احقاق حقوق خود با دنيا وارد گفت و گو
شود نه اين که در دنيا ادغام شود . مگر جز اين است که ايراني آزاد است و مستقل . . .
اين تفکر ادغام اجازه داد تا نامه آقاي البرادعي ما را به پنهان کاري و انحراف از فعاليت هاي صلح آميز متهمکند و ما اين اتهام را بپذيريم و در مسيري بيفتيم که هر چه آنها گفتند بپذيريم و حتي تن به درخواست هايي فرا تر از npt بدهيم . تفکر ادغام آرام آرام ما را به جايي رساند که آنها در موضوعات داخلي ما هم دخالت مي کردند و اين مخالف آزادي و استقلال ايراني است که از مدعيان آزادي بعيد بود !و اما با آغاز به کار دولت نهم شاهد رويکرد تازه اي در پرونده هسته اي بوديم و سياست تازه با نگاه به شرق و ورود بازيگران خارج از حوزه غرب اتخاذ شد و باور تيم جديد اين بود که مي توانيم حقوقمان را تأمين کنيم و هر وضعيت ما به درگيري منجر نشود ، مهمترين مسأله تيم جديد اين است که به منافع ملي بر اساس اتکا به توان ملي مي انديشداين رويکرد معتقد نيست که هرچه غرب ديکته مي کند لزوماً بايد انجام شود . تيم جديد اعلام کرده است که ما قداستي براي npt بيش از آنچه آمريکا قائل است ، قائل نيستيم . تيم جديد معتقد است ما آمده ايم تعامل کنيم و حاضر هستيم در مسائل توافق کنيم و در طرح ابتکاري رياست محترم جمهوري شما را به مشارکت طلبيديم . اما فرا تر از ميثاق هاي رسمي و مقررات موجود ، تعهدي نمي پذيريم . اگر با منطق گفت و گو کنيد مي توانيد با ما تعامل کنيد که هر دو طرف به حقوقمان برسيم . اگر npt کفايت ندارد ، غرب نبايد تلافي بي کفايتي npt را سر ما خالي کند در عين حال اگر با زبان زور و غير منطقي وارد شويد پاسخ ما سياسي و زور خواهد بود ، اگر حقوقي و فني بحث کنيد ما هم حقوقي و فني بحث مي کنيم ، اگر سياسي بحث کنيد ما هم پاسخ سياسي خواهيم داد و اگر وارد فاز ديپلماسي پنهان شويد پاسخ ما هم ديپلماسي پنهان است . ما توازن ايجاد مي کنيم . خلاصه اين که استراتژي تيم جديد تعامل با دنياست نه اين که چون نمي توانيم خود را با آنها ادغام کنيم ! اين تفکر به اين مسئله قائل است که فرستادن پرونده ما به شوراي امنيت امري حقوقي نيست اما چنان چه به لحاظ سياسي پرونده ما را به شوراي امنيت ارجاع دهند ، شوراي امنيت آخر دنيا نيست چرا که ما هم ابزار هايي را به لحاظ حقوقي ، سياسي و امنيتي براي مواجه شدن با اين مسئله داريم . اما بنا نداريم تقابل کنيم بلکه مي خواهيم تعامل کنيم . . .
و در آخر بايد خدمت بسياري از دوستان عرض کنم که مسئله هسته اي ما يعني بودن يا نبودن . . .
 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 14 مهر1384ساعت 12:16 PM  توسط اسیه  |